تاریخ زندگانی حضرت امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام با رویدادها و دگرگونیهای بزرگی همراه است که پیوسته به وسیله تاریخنگاران و نویسندگان اعم از شیعی و سنی و غیرمسلمان مورد بحث و گفتگو قرار گرفته، و درباره علل پیدایش و چگونگی این تحولات نظرهای گوناگونی ابراز شده است.
انگیزه مأمون برای دعوت امام علیهالسلام به خراسان، و پیشنهاد منصب خلافت به ایشان و رد آن از طرف آن حضرت، و سپس چگونگی پذیرفتن مقام ولایتعهدی مأمون و حوادثی که پس از این اتفاق افتاده، و بالاخره کیفیت شهادت آن بزرگوار، از مسائل عمده تاریخ اسلام در آخر قرن دوم و آغاز قرن سوم هجری است، که به سبب سیاستهای مزورانه و مدلسانهی مأمون خلیفه عباسی، در زیر پردهای از ابهام قرار گرفته، و برخی از تاریخنویسان و سادهاندیشان، فریب این سیاستها را خورده و به سادگی از کنار این وقایع گذشته، و برخی مانند طبری و به پیروی از او ابناثیر و ابوالفداد درباره کیفیت شهادت آن حضرت به نقل اخبار نادرست پرداختهاند و شاید نخواستهاند علل بروز این حوادث را بررسی و آشکار کنند، و از قوت و قدرت انبوه شیعیان خراسان، و دلباختگی و از خودگذشتگی آنان در قبال علویان، و ناخشنودی آنها از غدر و بیدادگری عباسیان سخن به میان آورند، و از انگیزههای مأمون در اتخاذ سیاستهای مرموز، و صحنهسازیهای عوامفریبانه و تزویرگرانه او پرده بردارند.
به منظور این که ذهن خوانندگان برای مطالعه کتاب حاضر آماده، و با اوضاع و شرایط حاکم بر عصری که سخن از آن در میان است آشنا شود، و بر آنچه گفته شد شاهدی آورده باشم، به خبری که مرحوم محدث قمی از ابوالفرج نویسنده کتاب
مقاتلالطالبیین نقل میکند اشاره میکنم(1)، او مینویسد: پس از آن که یحیی بن زید بن علی بن الحسین علیهمالسلام از بند زندان رها شد، شیعیان خراسان به آهنگری که زنجیر را از پای یحیی بیرون آورده بود مراجعه و آن را به بهای بیست هزار درهم به شرکت از او خریدند و آن را خرد ساخته هر تکهای از آن را نگین انگشتری کردند و به آن تبرک جستند. این نمونه کوچکی از مرتبه ارادت و شیفتگی مردم خراسان به سادات علوی، در اواخر دوران حکومت اموی است، چه رسد به عصر مأمون که انبوهی از مردم ایران بویژه خراسانیان بر اثر مظالم گذشته امویان، و غدر و بیدادگری و فجور عباسیان، تنها به خاندان علی علیهمالسلام دل بسته و از همه کسانی که خود را خویشاوندان پیامبر صلی الله علیه و آله میشمردند، دل کنده بودند، خصوصا به ائمه اهل بیت و مقام شامخ ولایت و خورشید درخشان امامت شمسالشموس و انیسالنفوس حضرت علی بن موسی الرضا علیه الاف التحیة و الثناء که ورود موکب همایونش به شهر نیشابور، و استقبال عظیم و پرشور مردم آن از آن حضرت، و نیز انقلاب و هیجان مردم مرو پایتخت حکومت مأمون، در هنگام بیرون آمدن حضرت برای برگزاری نماز عید، که تفصیل اینها در همه تاریخها آمده است، نمونههایی از دلبستگی و از خودگذشتگی مردم در برابر خاندان علی علیهمالسلام میباشد. و بالاخره تأسیس نخستین حکومت شیعی طاهریان اندکی پس از این تاریخ در خراسان، نشانه روشنی بر قوت و قدرت تشیع در عصر مأمون است.
بنابراین، این خلیفه زیرک و باهوش عباسی که بازتاب خشونت و جنایات اسلاف خود را درک کرده بود، نمیتوانست در خراسان یعنی نیرومندترین پایگاه تشیع مانند جدش منصور سادات علوی را در جوف ستونها بگذارد و بر بالای آنها برج و بارو بسازد، و یا مانند پدرش در بغداد امام کاظم علیهالسلام را سالهای دراز در زندانها نگه دارد و سپس مسموم گرداند، امام این را توانست که با در پیش گرفتن سیاستی ظاهرا سازشجویانه و فریبکارانه برای مدتی که لازم بود از علویان بر ضد عباسیان بهرهبرداری کند، و با کمک آنان ناآرامیها را فرونشاند، و پس از رسیدن به اهداف شوم خود، به شیوه اسلاف خویش که غدر و ناجوانمردی بود، امام هشتم علیهالسلام را مظلومانه و بسی مظلومانه مسموم و شهید سازد، و سپس در عقب جنازه آن حضرت با سر و پای برهنه به راه افتد، و گریه و زاری و اظهار بیتابی کند.
اینک کتاب حاض که به قلم یکی از دانشمندان و نویسندگان برجسته لبنانی نگارش یافته، و به دستور بنیاد محترم پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی به وسیله این بنده از عربی به فارسی برگردانیده شده است، با اسلوبی بیسابقه و جالب به تجزیه و
تحلیل این وقایع و نقد آثار و اخبار آن پرداخته، و غبار شبهه را از چهره حقایق زدوده، و اضافه بر این با ذکر روایات و احادیث بسیاری از امام هشتم علیهالسلام و شرح و توضیح آنها بر ارزش و فواید کتاب خود افزوده است.
ناگفته نماند که بنیاد پژوهشهای اسلامی خراسان، یکی از آثار پربرکت انقلاب جمهوری اسلامی ایران است، که در سال 1363 به وسیله آستان قدس رضوی، به منظور احیا و گسترش فرهنگ حیاتبخش اسلام، و نشر علوم معارف ائمه اهل بیت علیهمالسلام با همیاری گروهی از استادان و دانشوران و پژوهشگران و مترجمان در مشهد مقدس تأسیس شده است و با پیروی از شیوههای مقبول علمی و روشهای صحیح پژوهشی در راه تحقق این مهم، با جدیت و خلوص گام برمیدارد، امید است این کانون علم و معرفت بتواند در آینده همچون مشعلی فروزان انوار معارف اسلامی را از طریق چاپ و نشر آثار اصیل دینی و مذهبی، و تألیف و ترجمه کتب و نشریات سودمند تا دورترین نقاط گیتی برساند، و دلهایی را که در تیرگیهای حیرت و غفلت فرو رفته است به نور یقین و ایمان روشن گرداند. انه قریب مجیب.
1 / 4 / 1365 سید محمدصادق عارف
1) منتهیالآمال. جلد دوم ص 37.